صلح؛آخرین راه
واکاوی شرایط اجتماعی و سیاسی صلح امام حسن مجتبی(ع)
واکاوی شرایط اجتماعی و سیاسی صلح امام حسن مجتبی(ع)

واکاوی شرایط اجتماعی و سیاسی صلح امام حسن مجتبی(ع)
دوره: صلح امام مجتبی(ع)؛ صلح یا تحمیل؟
پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) در رمضان سال چهلم هجری، امام حسن مجتبی(ع) با استقبال و بیعت گسترده مردم کوفه به خلافت رسیدند. این بیعت، استمرار مشروعیت حکومت علوی و نشانه اقبال عمومی به مسیر امیرالمؤمنین(ع) بود. امام مجتبی(ع) نیز در آغاز خلافت کوتاه هفتماهه خود، همان سیاستهای علوی را دنبال کردند و با سازماندهی سپاه برای مقابله با معاویه، عزم خود را بر ادامه مبارزه نشان دادند. بخشی از لشکر به فرماندهی عبیدالله بن عباس بهعنوان مقدمه اعزام شد و حضرت نیز برای تکمیل نیروها به مدائن حرکت کردند؛ اما خیانت فرماندهان، تزلزل سپاه و آغاز مذاکرات معاویه، شرایط را بهگونهای رقم زد که مسیر حوادث تغییر کرد.
صلح امام حسن(ع) از موضوعاتی است که در طول تاریخ بیش از هر واقعه دیگری دچار سوءبرداشت شده است. گاه چنین القا شده که امام مجتبی(ع) بنیانگذار «سیاست صلح» بودهاند؛ در حالی که مطالعه دقیق منابع تاریخی نشان میدهد سیاست نخستین ایشان، همانند امیرالمؤمنین(ع) و سیدالشهدا(ع)، ایستادگی و مبارزه با معاویه بود. صلح، انتخاب اولیه امام نبود؛ بلکه تصمیمی ثانویه و تحمیلی بود که در اثر شرایط ویژه سیاسی، اجتماعی و نظامی بر حضرت تحمیل شد.
برای فهم درست این تصمیم، باید دو مسئله اساسی را بررسی کرد: نخست، وضعیت کوفه و دوم، شرایط شام و شخصیت معاویه. کوفه سالهای ۴۰ و ۴۱ هجری نه کوفه صفین در سال ۳۷ بود و نه کوفه دوران قیام عاشورا در سالهای ۶۰ و ۶۱ هجری. از سوی دیگر، معاویه نیز با یزید تفاوتهای بنیادینی داشت؛ تفاوتهایی که نقش تعیینکنندهای در تفاوت تصمیم امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ایفا کرد. بدون شناخت این تفاوتها، فلسفه صلح امام مجتبی(ع) قابل درک نخواهد بود.
در این دوره، با بازخوانی دقیق حوادث تاریخی، زمینههای تحمیل صلح، تفاوت شرایط دو امام، و پیامدهای راهبرد امام حسن مجتبی(ع) بررسی خواهد شد؛ اینکه این تصمیم چگونه زمینه حفظ تشیع، رسوا شدن حکومت اموی و فراهم شدن بستر نهضت عاشورا را پدید آورد.
دوره «صلح یا تحمیل؟» تلاشی است برای بازخوانی یکی از مهمترین و درعینحال بدفهمیدهترین مقاطع تاریخ اسلام. در این دوره، با بررسی دقیق شرایط سیاسی، اجتماعی و نظامی عصر امام حسن مجتبی(ع)، روشن خواهیم کرد که صلح حضرت نه یک راهبرد اولیه، بلکه تصمیمی تحمیلی در برابر شرایطی پیچیده بود؛ تصمیمی که نقش مهمی در حفظ جریان تشیع و شکلگیری آینده تاریخ اسلام ایفا کرد.